یک شعر – محمود داوودی

    نمی شود جا به جا كرد چيزی را

    لحظه ی ابد تا ابد نمی ماند

    نزديك قلب

    اما حضور نيست

    وارد خانه می شويم

    نور هست و از روشن خالی

    هستند آنها

    كه زنده اند

    اما

    مُرده ها فقط حرف می زنند