چگونه به یک شعر اعتماد کنیم؟

(برای محمود داوودی)

خاطره ها مرا می‌بینند

    صبحی در ماه ژوئن 

    آنگاه که برای بیدارشدن زوداست

    و برای دوباره خوابیدن دیر

    باید به سبزه زار بروم

    که پوشیده از خاطره‌هاست

    و با نگاه‌اشان مرا دنبال می‌کنند

    دیده نمی‌شوند

    با زمینه یکی می‌شوند

    آفتاب پرست‌های کامل

    چنان نزدیک‌اند

    که می‌شنوم نفس می‌کشند

    اما آواز پرندگان هوش می‌رباید

    شعر » خاطره‌ها مرا می بینند » شعر ساده‌ای است. شاید بتوان گفت یکی از ساده ‌ترین شعرهای توماس ترانسترومر است. در صبح زود ماه ژوئن اتفاق می‌افتد. آنگاه که برای بیدار شدن زوداست و برای دوباره خوابیدن دیر، نوعی قلمروی نامسکون از شبانه روز، نوعی سرزمین هیچکس. شعر‌های توماس ترانسترومر اغلب در این قلمرو اتفاق می‌افتد. حتی زمانی که بنظر می‌رسد که در شهر‌های بزرگ در میان انبوه توده‌های مردم قدم می‌زند. شعر‌ها ناگهان بین این همه، سکونی را می‌بیند، « ادامه»