شعر ایران · ضیاء موحد

بر پيشخوان جنگل – ضياء موحد


با الهامی از پل سلان

     

می‌بافند و می‌بافند

شب می‌بافند و روز می‌بافند

زنجير سبز خود را

بر پيشخوان جنگل

پيمانه‌های سرشاراينانند

پيمانه‌ها كه ما را می‌نوشند

می‌خوانند و می‌خوانند

شب می‌خوانند و روز می‌خوانند

انبوه سبزناپيدا

و من

در حسرت هميشه‌ی يك جام

يك جام سرخ با خيام

نظر شما در مورد این نوشته چه بود؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s