سه شعر از توماس ترانسترومر، شاعر معاصر سوئد

ترجمه : خلیل پاک نیا


    صخره‌ی عقاب
    پشت محفظه‌ی شیشه‌ای
    خزندگان
    عجیب بی حرکت‌اند.
    زنی رخت می آویزد
    در سکوت.
    مرگ مثل سکون باد
    در عمق خاک
    روح من می خزد
    آرام، چون ستاره‌ای دنباله‌دار.
     

    برف می بارد

    خاک‌سپاری‌ها از راه می‌رسند
    یکی پس از دیگری
    هم‌چون تابلوهای راهنما
    وقتی به شهری نزدیک می‌شویم .

    هزاران انسان چشمک می‌زنند
    دراین سرزمین سایه‌های بلند

    پلی پا می‌گیرد
    آرام آرام
    یک‌راست در فضا

    امضاء‌ها

    باید گام بگذارم
    براین آستانه‌ی تاریک.
    یک سالن.
    اسناد سپید می‌درخشند
    با سایه‌های بسیاری که درحرکت‌اند
    همه می‌خواهند آن را امضاء کنند.

    تا آنکه نور به من می‌رسد
    و زمان را برمی‌چیند.

    از مجموعه شعر» این معمای بزرگ »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: