شعری از و. م. آیرو

    فردا به گونه‌ای از گوزن‌های پیر و شاخ‌داری
    که در باغ ‌وحش خواهی‌دید فکرمی‌کنی‌
    و تعجب می‌کنی که چطور
    این‌ها تا امروز زنده مانده‌اند
    فردا اگر در باغ‌ وحش هیچ گوزنی نبینی
    بیشتر از این‌ها هم تعجب می‌کنی
    و تازه اگر فردایی نباشد
    تا باغ‌ وحش را در آن ببینی
    آن وقت است که باغ‌ وحش به جای تو شاخ در می‌آورد
    و تو دیگر نیازی به شاخ‌هایت نخواهی داشت؛

    آنها را پرت می‌کنی…
    و دیگر از هیچ چیز تعجب نمی‌کنی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: