نوشتن- ارنست همينگوی


    *
    » نوشتن در بهترين حالت، زيستنی تنها است. انجمن ها و مجامع نويسندگان، اين تنهايی را تقليل می دهند ولی شک دارم که کمکی به نوشتن بکنند. نويسنده هرچه از تنهايی خود دورتر می شود، موقعيت والاتری در جامعه پيدا می کند، ولی کارش انحطاط پيدا می کند. زيرا کار نويسنده در تنهايی انجام می گيرد و اگر نويسنده خوبی باشد، بايد هر روز در مقابل ابديت –يا فقدان آن- بايستد. برای نويسنده حقيقی، هر کتاب بايد شروع تازه ای باشد که در آن، مجدداً دست به سوی چيزی دراز می کند که غيرقابل حصول است. بايد هميشه برای چيزی بکوشد که قبلاً انجام نگرفته، يا چيزی که ديگران در انجامش کوشيده و شکست خورده اند.
    چنين است که گاهی بخت يار او می شود و پيروز می شود. چقدر ادبيات ساده می بود اگر صرفاً لازم بود آنچه که قبلاً به خوبی نوشته شده است، به شکل ديگری بازنويسی می شد. چون در گذشته نويسنده های بزرگی داشته ايم، نويسنده کنونی مجبور است به مراتب از توان خود فراتر رود، به جايی برسد که کسی در آنجا يارای کمک رسانی به او را ندارد. بيش از حد سخن گفتم؛ نويسنده بايد حرف هايی را که دارد بنويسد، نه اينکه درباره آنها سخن بگويد.»برگرفته از سخنرانی  به مناسبت دريافت جايزه‌ی نوبل.

     

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: