شمردن مرثیه- شیمبورسکا



    همه‌چیز
    ( اگر این کلمه محدود نکند)
    را پشت سر گذاشتند
    ( اگرپیش رو نداشتند)؟
    چند نفر از این زمان پرشتاب پیاده شدند
    و گریان در دوردست ناپدید شدند
    (اگر این دورنما باورکردنی هست)؟
    چند نفر
    (اگر این سوال بی معنا نباشد،
    اگر بشود به رقم نهایی رسید،
    پیش از آنکه شمارشگر خودش را بشمارد)
    به عمیق‌ترین خواب‌ها فرورفته‌اند
    ( اگر عمیق‌تری درکار نباشد)؟
    به امید دیدار
    به امید دیدار تا فردا
    به امید دیدار تا بعد .
    حالا نمی‌خواهند
    (اگر نخواهند) چیز بیشتری بگویند.
    به سکوت بی پایان بازگشته‌اند .
    ( اگر غریب نباشد)
    غرق فقط این
    ( اگر فقط این)
    که در غیاب به آن مجبورند.چند نفر از کسانی که می‌شناختم
    (اگر واقعن می‌شناختم )
    زن‌ها و مرد‌ها
    (اگراین تفاوت هنوز هست)
    ازاین آستانه گذشته‌اند
    (اگر این آستانه هست)
    از روی این پل رفته‌اند
    (اگر این پل هست) ؟ 

    چند نفر از کسانی که می‌شناختم
    (اگر واقعاً می‌شناختم )
    زن‌ها و مرد‌ها
    (اگراین تفاوت هنوز هست)
    ازاین آستانه گذشته‌اند
    (اگر این آستانه هست)
    از روی این پل رفته‌اند
    (اگر این پل هست)؟
    چند نفر بعداز زندگی کوتاه یا بلندشان
    (اگرحالا برایشان فرقی هم بکند) –
    خوب بود چون شروع شد،
    بد بود چون تمام شد –
    (اگر عکس این را نگفته باشند)
    به ساحل دیگر رسیده‌اند،
    (اگر رسیده‌اند و اصلاً ساحلی هست)؟
    خبر ندارم هنوز
    از سرنوشت‌شان
    (اگرسرنوشت مشترکی هست یا اصلاً سرنوشتی هست)؟