صبحانه- ژاک پره ور

    مترجم: احمد شاملو

    قهوه رو ریخ تو فنجون
    شیرو ریخ رو قهوه
    قندو انداخ تو شیرقهوه
    با قاشق چایی خوری همش زد
    شیرقهوه رو خورد و فنجونو گذاشت
    بی این که به من چیزی بگه،سیگاری چاق کرد
    دودشو حلقه حلقه بیرون داد
    خاکسترشو تکوند تو زیرسیگاری
    بی این که به من نگاهی کنه، 

    پاشد کلاشو گذاش سرش
    بارونی شو تنش کرد چون که داشت می بارید
    و زیر بارون از خونه رفت
    بی یک کلمه حرف
    بی یه نگاه.

    من سرمو گرفتم تو دستام و
    اشکام سرازیر شد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: