دوشعر: نسیم خاکسار



    هيچ فكرش را نمی‌كردم

    آماده نبودم
    جانوری ببينم در اتاقم

    – نيمه شب-

    پرچم افراخته
    خاموش
    نشسته روی ميزم
    نگاهم كند.
    بی‌آزارتر از رنگ ِبال‌اش
    رنگ نديده بودم.
    در ِايوان گشودم
    تا راه ِبرون‌رفت داشته باشد.
    حيفم می‌آمد
    دلبسته‌ی جائی تنگ شود
    صبح كه برخاستم نديدم‌اش .
    رنگی از او اما
    در اتاقم مانده بود
    روی ميز
    پای دفتری
    كه هنوز باز بود
    با يادداشتی ناتمام

    ۲۴ فوریه ۲۰۰۶- اوترخت

     

    برگشتن زن زيبا از آرايشگاه

    موهای‌اش را كوتاه كرده
    گردن‌اش دراز‌تر شده
    آينه را می‌‌چرخاند
    خود را می‌‌چرخاند در آينه
    موهای‌اش كوتاه شده
    زيباتر شده
    – موهای‌اش ، گردن‌اش-
    كسی آنها را نمی‌‌‌بيند.
    از آن كلاغ نشسته بر درخت
    و گربه‌ای كه بر بلندترين رف ِخانه قوز كرده است.
    تنهاتر است
    زن زيبا.

    ۱۱ مارس ۲۰۰۶- اوترخت

     

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: