اكتاويو پاز · شعر جهان

بازگشت- اکتاویو پاز

    مترجم: احمد میرعلائی
      در میانه‌ی راه ایستادم
      به زمان پشت کردم
      و به‌جای ادامه‌ی آینده
      – که کسی در آن چشم به‌راهم نبود –
      برگشتم و بر جاده‌ی هموار گذشته گام زدم
       

      آن راه باریک را ترک کردم که همه
      از آغازِ آغاز انتظار نشانه‌ای،
      کلیدی یا فتوایی از آن دارند،
      و در این میانه امید، نومیدانه امیدوارست
      تا دروازه‌ی قرون باز شود
      و کسی بگوید: اکنون نه دروازه‌ای، نه قرنی…

      خیابان‌ها و میدان‌ها را زیر پا گذاشتم،
      تندیس‌های خاکستری در سردی صبح‌گاه،
      و تنها باد در میان اشیای مرده، زنده بود.
      آن‌سوی شهر، دشت و آن‌سوی دشت
      شب در دل صحرا:
      دل من شب بود، صحرا بود
      آن‌گاه سنگی در آفتاب بودم، سنگی و آینه‌ای
      و آن‌وقت دریایی در دل صحرا و ویرانه‌ها
      و بر فراز دریا آسمان سیاه،
      سنگ عظیم حروف ساییده
      ستاره‌ها را هیچ چیز به من نمی‌نمود.
      به انتها رسیدم. دروازه‌ها فروریخته
      و فرشته، بی‌سلاح خفته،
      درون باغ: برگ‌ها به‌هم پیچیده،
      نفس سنگ‌ها چنان که گویی زنده‌اند،
      خواب‌آلودگی گل‌های ماگنولیا
      نور برهنه بر اندام‌های خال‌ کوبیده‌ی درختان.
      آب، علفزار سرخ و سبز را
      با چهار بازو در آغوش می‌کشید.
      ودر مرکز، زن، درخت،
      پرِ مرغانِ آتش

      عریانی من عادی می‌نمود:
      مثل آب بودم، مثل هوا
      زیر نور سبز درخت
      آرمیده در چمن،
      پرِ درازی بود
      به‌جای‌مانده از باد، سپید.
      خواستم ببوسمش اما صدای آب
      با تشنگی‌ام تماس گرفت و شفافیتش
      به خویشتنم بازخواند
      تصویری لرزان در اعماق دیدم:
      عطشی درهم شکسته، دهانی ویران،
      ای آتش خودپسند و خزنده، ای پیر خسیس،
      عریانی‌ام را بپوشان. به آرامی رفتم.
      فرشته تبسم کرد. باد بیدار شد
      و خاشاکش کورم کرد.
      سخنان من باد بود، خاشاک بود:
      این ما نیستیم که زندگی می‌کنیم، این زمان است که ما را می‌زید.

      برگرفته از:
      سنگ آفتاب: اوکتاویو پاز، احمد میراعلایی
      نشر زندرود، اصفهان پاییز۱۳۷۱، چاپ دوم.

       

    نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

    در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

    نماد WordPress.com

    شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

    عکس گوگل

    شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

    تصویر توییتر

    شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

    عکس فیسبوک

    شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

    درحال اتصال به %s