در ستايش ديوانگی – عنايت پاك‌نيا


    بيماری رنجوری نيست، نقص نيست، چشم سوم است. توانايی ديدن سه قطره خون است كه هذيان شده بر جان می‌ريزد. جانِ بی‌تابِ هذيان. هذيان، واگويه است. واگویهِ كابوسی كه تمامی ندارد. تكرار می‌شود بار به بار و بر جان می‌ريزد هربار. جانِ‌ هذيانی بی‌قرار است، قرار ندارد در دنيای رجاله‌ها. چشمِ سومِ‌ جانش بی‌خوابش كرده است. چشمِ سومی كه توانِ ديدن می‌آورد. ديدنِ رخ گرداندنِ رخساره‌ها. ديدنِ دروغِ و تظاهرِ يك مشت آدمِ مدعی، مدعیِ خط و سواد مدعیِ سخاوت مدعیِ عشق مدعیِ رفاقت.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: