ترانه برایِ تصویری پاره- اِدمُن ژابِس



    مترجم: محمود مسعودی
    پشتِ شیشه‌، شیشه‌یِ غمناکِ فراموشی،
    بود، بود، کسی بود
    که به دوردست نگاه می‌کرد.پشتِ شیشه‌، شیشه‌یِ غمناکِ راه،
    بود، بود، چهره‌ای بود
    که تصویرها را می‌کُشت. 

    تو به من نمی‌نگری.
    تو هرگز مرا ندیدی.
    با این همه می‌دانی که از تو خوش‌م آمده است.

    پشتِ شیشه‌، شیشه‌یِ غمناکِ بوسه‌ها،
    بود، بود، برده‌ای بود
    که سالیان می‌بافت.

    تو خنده‌یِ معشوقه‌یِ مرا داری.
    عطرِ تو عطرِ سپیده است.
    لبانِ تو را ترسیم می‌کنم.

    پشتِ شیشه‌، شیشه‌یِ غمناکِ باغ،
    بود، بود، زنِ مُرده‌ای بود
    که تاج بر بامداد می‌گذاشت.

    از« در آستانه‌یِ کتاب»، اِدمُن ژابِس، ترجمه‌ی محمود مسعودی- نشر «سی و دو حرف»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: