دیوارنگاره – خولیو کورتاسار

    دیوارنگاره خولیو کورتاسار
    مترجم: بهمن شاکری 

    خیلی چیزهاست که به صورت بازی آغاز می‌شود و شاید مثل بازی هم به پایان می‌رسد.
    به گمانم وقتی کنار طرح خودت به تصویر دیگری برخوردی، موضوع خیلی جالب شد.
    فکر کردی تصادفی است یا کسی هوس کرده باشد. اما بار دوم دیگر فهمیدی غرضی
    در کار است. از آن به بعد دقیق شدی. حتی دوباره بازگشتی تا نگاهش کنی و در راه
    تمام پیش‌گیری‌های لازم را هم به کار بستی، خلوت‌ترین موقع خیابان، نبودن ماشین‌های
    گشت در این گوشه و آن گوشه، نزدیک شدن با بی‌تفاوتی، هرگز نباید از روبرو به دیوار
    نگاه نگریست. بلکه باید از کنار پیاده‌رو و به طور اریب به آن نگاه کرد. باید وانمود
    کرد که آدم در ویترین مغازه‌ی مجاور در پی چیز جالبی است و فوراً محل را ترک کرد.

    متن کامل در« باغ داستان»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: