حکایت دانشمند و شیاد- نجف دریابندری


    حکایت دانشمند و شیادنجف دریابندری
    ◄اگر حقیقت مطلب را بخواهیم مار همان است که آن شیاد کشیده بود، نوشته دانشمند نوعی رمز نگاری است که در زندگی عملی ممکن است مفید واقع شود، یا اسباب نان خوردن یا فضل فروشی یا کلاه گذاری نویسنده را فراهم کند، ولی شباهتی به مار ندارد. از طرف دیگر، شیاد فقط وقتی می‌تواند مردم را « بفریبد» که آنچه می‌کشد واقعا به مار شباهت داشته باشد. من اگر موفق شده باشم مانند آن شیاد شکل مار را بکشم از این بیشتر چه می‌توانم بخواهم

    ◄می‌گویند یک بار یک روان پزشک انگلیسی در لندن به یکی از بیمارانش که دچار افسردگی شدید بوده است توصیه می‌کند که هر شب چیزی از رباعیات خیام بخواند، و بیمار که اتفاقا ایرانی بوده بهتر آن می‌بیند که به جای ترجمه فیتزجرالد اصل فارسی رباعیات را زمزمه کند، ولی می‌بیند که افسردگی اش روز به روز شدید تر می‌شود. این بار در همان شهر پیش یک روان پزشک ایرانی می‌رود، و او می‌گوید که منظور روان پزشک انگلیسی اشعار آرام بخش فیتزجرالد بوده است، نه رباعیات حیرت انگیز خیام.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: