و بعد، گذشته – محمود داوودی

محمود داوودی، استکهلم تابستان 2011

قصد این بود که همه وارد شوند
صداهایی که پشت در ماندند
چهره‌هایی
که باران را پس می‌زنند
دست‌ها به هم نمی‌رسد
در بسته می‌ماند
اتاق در آینه می‌چرخد

متن کامل شعر در «باغ شعر»

یک پاسخ

  1. تعطیل کردید شما هم؟ به روز نمی‌شوید چرا؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: