خوابیدن و آنگاه در خواب دیدن- عنایت پاک‌نیا

    برای کامران

    در راه بودم. پیاده به سمت هودینگه می‌رفتم. ابری بود آسمان مثل بیشتر وقتای اینجا اما هیچ نگران باران نبودم. داشتم می‌رفتم سراغ کامران. انگار نه انگار که کامران در هامبورگ است انگار که او همین‌جاست در استکهلم.
    نمی‌دانم ناگهان از کجا کیم و استینا سر راهم سبز شدند. هر دو لباس جشن به تن داشتند و خیلی خوشحال به نظر می‌آمدن. تا رسیدند با خنده و تقریباً با همدیگه گفتن:»ما داریم می‌ریم مراسم پایان ترم تو نمی‌آی؟» بعد استینا نزدیکتر آمد:»بعد جشن من ‌و تو باهم برمی‌گردیم خونه». باورم نمی‌شد. بعد یه مدت روزهای خالی با خبرهای سیاه این بهترین چیزی بود که می‌شد برام اتفاق بیافته. دستمو انداختم دور شانه‌های استینا و هر سه راه افتادیم طرف آموزشگاه. توی مسیر انگار یادم آمد که من هیچوقت با این دو همکلاس نبودم، اصلاً این دو همدیگرو نمی‌شناسند. کیم را من از جایی دیگر می‌شناختم با استینا هم مدتی در یک کتابفروشی همکار بودم. اما حالا هیچکدام این چیزها، نه دیدنشون اینجا توی راه، نه جشن پایان ترم، هیچ برام عجیب نبود. فقط می‌دانستم به خاطر استیناست که قبول کردم بروم جشن….متن کامل در« باغ داستان» 

«گ. م»، داستان- عنایت پاک‌نیا



    گ. م…
    عنایت پاک‌نیا
     

     

    تاریخ ۱۵/۴

    از: دایره بررسی
    به : مدیریت محترم عامل
    موضوع : خانم گ. م…

    احتراما به استحضار می‌رساند در خصوص نامبرده‌ی فوق و پیرو مذاکرات شفاهی انجام شده با جنابعالی پیرامون تشخیص صلاحیت یا عدم صلاحیت مشارالیها و تهیه گزارش جامعی در این مورد‌، بررسی‌های لازم انجام که جهت درج در پرونده‌ی مربوطه و اتخاذ تصمیم مقتضی از سوی مدیریت محترم به شرح زیر به عرض می‌رسد.

    با عنایت به پرونده پرسنلی نامبرده که به پیوست تقدیم می‌گردد خانم «گ. م» بیش از چهار سال است در پست فعلی خویش به انجام امور محوله مشغول می‌باشد، مع‌هذا بجز یک یا دو گزارش اخیر که مربوط است به چند ماه قبل، هیچ‌گونه گزارشی مبنی بر عدم کارایی یا نقض قوانین شرکت در پرونده‌ی وی منعکس نگردیده است. هم‌چنین به دنبال کنترل کارت ورود و خروج ایشان و بررسی سایر گزارشات ارسالی، معلوم گردیده مشارالیها فاقد سوء‌سابقه و کم‌کاری می‌باشد. البته با توجه به ارتباط گسترده‌ی وی با سایر قسمت‌ها و سابقه‌ی کاری چند ساله، این احتمال را از نظر نمی‌توان دور داشت که شخص دیگری به جای او در بعضی از روزها کارت زده باشد. لذا به همین منظور دو نفر از کارکنان این واحد مسئول رسیدگی و کنترل وی گردیده‌اند. در همین جا پیشنهاد می‌شود که نظارت بیشتری بر ورود و خروج نامبرده و سایر پرسنل صورت گیرد.

    متن کامل در «باغ داستان»