قایقرانی بدون پارو- پِر رُدستورم

    در را باز کرد و رفت تو. پالتویش را توی هال در آورد و به یکی از دو تا گیرۀ جارختی آویزان کرد. توی درگاهی آشپزخانۀ نقلی ­اش با یک دست اجاق را روشن کرد و با دست دیگر کلید چراغ حمام را زد. نامه ­هائی که پشت در افتاده بود زیر پایش خش خش کردند. آن ­ها را برداشت وارد اتاق شد و روی مبل نشست.

متن کامل