۱۱ شعر از ساموئل بکت- محمود داوودی


همراه با یاداشتی از مترجم : محمود داوودی

ساموئل بکت در اوایل کارش معتقد بود که شعر باید کاری کند تا خواننده به دست و پا بیفتد و با متن درگیر شود. برای همین گاه از کلمه‌هایی بس دشوار استفاده می‌کرد که فقط در لغت نامه‌ها وجود داشت. به مرور اما نظرش کاملاً چرخید و به زبانی بسیار ساده روی آورد، که در نمایش نامه‌هایش به اوج رسید. گفتن ندارد که این سادگی از پیچ و خم‌هایی عبور کرده است. از زبان فاخر انگلیسی- ایرلندی که بر آن تسلط داشت، تا زبان فرانسوی که زبان دوم‌اش بود.
کمابیش همه می‌دانند که تئاتر « ابزورد» که نام بکت و چند تن دیگر از جمله، یونسکو، آداموف و پینتر بر سردرش می‌درخشد نیرویش صرف خلق کردن زبانی شد که در تئاتر غرب کم سابقه بود.
شخصیت‌های تئاتر « ابزورد» تازه و غریب بودند و یا در واقع « نا شخصیت » بودند. بعد از سال‌ها تسلط تئاتر واقع گرایانه با شخصیت‌ها و صحنه‌هایی که شباهت به زندگی می‌برد، حالا تماشاگران با صحنه‌ای خالی روبرو شدند که آن‌ها را به یاد آخر زمان می‌انداخت.
بیابانی برهوت، جاده‌ای دراز و درختی خشک با « ناشخصیت » هایی فاقد روانشناسی که زبان اشان نه برای ارتباط و پیش رفتن بلکه مناسب چرخیدن است.
این شعر – چه است آن کلمه- همان تته پته‌ی بی پایان در جست و جوی آن کلمه، یا نام یا نام ناپذیراست.

چه است آن کلمه

چه است آن کلمه
پریشان-
پریشان برای-
برای-
چه است آن کلمه-
پریشان از این-
از این همه
پریشان از همه‌ی این همه-
به شرط این که-
پریشان به شرط این که-
پریشان به شرط این همه-
دیدن
پریشان ِ دیدن این همه-
این
چه است آن کلمه-
این این-
این این این جا
پریشان به شرط این همه-
دیدن
پریشان ِ دیدن همه‌ی این این این جا
برای
چه است آن کلمه-
نظر-
یک آن
گمان یک آن
نیاز به گمان کردن یک آن
چه-
چه است آن کلمه-
کجا
پریشان ِ نیاز به گمان کردن یک آن
کجا-
چه است آن کلمه
آن جا-
در آن جا-
خیلی دور در آن جا-
در دوردست-
خیلی دور در دوردست-
مبهم
خیلی دور در دوردست مبهم چه
دیدن ِ این همه
این همه همه این جا

پریشان دیدن چه
یک آن
گمان یک آن
نیاز به گمان کردن یک آن

خیلی دور در دوردست مبهم چه
پریشان ِ نیاز به گمان کردن یک آن
خیلی دور مبهم چه-
چه-
چه است آن کلمه-
چه است آن کلمه-

حلقه‌ی رقص

در امتداد ساحل
در پایان روز
گام تنها صدا
مدتی فقط صدا
تا به میل خود ایستادن
بعد هیچ صدا
در امتداد ساحل
مدتی هیچ صدا
بعد به میل خود رفتن
گام تنها صدا
مدتی فقط صدا
در امتداد ساحل
در پایان روز

**حساب آخرت

کی می‌تواند بگوید
پیرمرد چه می‌داند
غیبت را
با ترازو وزن کردن؟
فقدان را
با خط کش اندازه گرفتن؟
عذاب جهان را
شمردن؟
تهی را با کلمات
انباشتن؟

می‌آیند
هم‌گون و ناهم‌گون
برای هر کدام هم‌گون
و ناهم‌گون است
برای هر کدام غیبت عشق هم‌گون است
برای هر کدام غیبت عشق ناهم‌گون است

** تکه ای از: (Watt)
-هشت شعر دیگر از ساموئل بکت با ترجمه‌ی محمود داوودی را می‌توانید در اینجا بخوانید.
-ترجمه دیگری از شعر – چه است آن کلمه- را می‌توانید در اینجا بخوانید.

چی است آن کلمه*- ساموئل بکت

    WHAT IS THE WORD
    (ضیاء موحد ) شعر « چی است آن کلمه » یا « آن کلمه چه است »، که سوالی نیست و « چی » یا « چه » می تواند فاعل جمله باشد، همان به سکوت کشاندن کلام است که بکت در به نتیجه‌ی نهایی رساندن شگرد جیمز جویس ودر گریز از تقلید از جویس بدان روی آورد. شعر با حذف فعل و ناتمام نهادن جمله‌ها زبان اشاره را تا حد لکنت و ساکت ماندن به ایجاز می‌کشاند . اگر در این شعر«folly » را به جای « بلاهت» به « غفلت » ترجمه کنیم، شعربه فارسی بهتر ترجمه می‌شود اما معنی به کلی تغییر می‌کند خواننده خود می‌تواند چنین تغییری دهد و نتیجه را ببیند. 

    بلاهت –
    بلاهت برای ِ –
    برای –
    چی است آن کلمه –
    بلاهت از این –
    از این همه –
    بلاهت ازتمام این همه –
    با فرض اینکه –
    بلاهت با فرض این همه –

    folly-
    folly for to-
    for to-
    what is the word-
    folly from this-
    all this-
    folly from all this-
    given-
    folly given all this –

    دیدن –
    بلاهت دیدن این همه –
    این –
    چی است آن کلمه –
    این این –
    این این این‌جا –
    این این همه این‌جا-
    بلاهت با فرض این همه –
    دیدن –
    بلاهت دیدن این این همه این‌جا –
    برای –
    چی است آن کلمه –

    seeing-
    folly seeing all this-
    this –
    what is the word-
    this this –
    this this here-
    all this this here-
    folly given all this-
    seeing –
    folly seeing all this this here-
    for to-
    what is the word-

    نگاه –
    نظره –
    پنداری نظره –
    نیاز به پنداشتن نظره –
    بلاهت ِ نیاز به پنداشتن نظره –
    چی –
    چی است آن کلمه –

    see-
    glimpse-
    seem to glimpse-
    need to seem to glimpse –
    folly for to need to seem to glimpse-
    what-
    what is the word-

    وکجا –
    بلاهت نیاز به پنداشتن نظره کردن –
    چه کجا –
    کجا –
    چی است آن کلمه –
    آنجا –
    در آنجا –
    دور در آنجا –
    دور دور –
    دور ِ دور در آنجا –

    and where-
    folly for to need to seem to glimpse-
    what where-
    where
    what is the word-
    there-
    over there-
    away over there-
    afar-
    afar away over there –

    مبهم –
    مبهم دور دور دور در آنجا چی –
    چی –
    چی است آن کلمه –
    تمام این همه را دیدن –
    تمام این این همه –
    این این همه این‌جا-
    بلاهت دیدن چی –

    afaint-
    afaint afar away over there what –
    what-
    what is the word-
    seeing all this-
    all this this-
    alla this this here-
    folly for to see what-

    نظره-
    پنداشتن نظره کردن –
    نیاز پنداشتن نظره کردن –
    مبهم دور دور دور در آنجا چی –
    بلاهت نیاز به پنداشتن نظره کردن –
    مبهم دور دور دور در آنجا چی –
    چی –
    چی است آن کلمه –

    glimpse –
    seem to glimpse-
    need to seem to glimpse-
    afaint afar away over there what –
    folly for to need to seem to glimpse-
    afaint afar away over there what –
    what –
    what is the word-

    چی است آن کلمه –

    what is the word-چی است آن کلمه – 

این شعر آخرین اثر بکت است که آن را در سال ۱۹۸۶ سرود. *