نامه- باوند بهپور

شاید خوش‌مان نیاید، اما در هر حال، درها این‌جا بر چنین پاشنه‌ای می‌چرخد
فرهنگ‌شان برعکس، صنعت است. وقت‌ را پر می‌کند، آدم‌ها را به هم نزدیک می‌کند، از آن‌ها جمع می‌سازد. در دیگی که همه در آن می‌جوشند فرهنگ آب است. فرهنگ‌شان متولی ندارد. واقعاً‌ ندارد. کسی نگران «سطح» آن نیست. نگران ‌حق‌اند و قانون. تا وقتی آزار کسی را در پی نداشته باشد هیچ فرقی نمی‌کند چی تولید می‌کنی. اگر دیگران خوش‌شان بیاید مشتری پیدا می‌کند. کسی نمی‌تواند به خودش این حق را بدهد که سطح مناسب را برای دیگران تعیین کند؛ تعیین کند که چه بشنوند و چه ببینند و چه احساس ‌کنند و چه تصوری از دنیای اطراف‌شان داشته باشند.
هنرمند خودش را این‌جا قهرمان نمی‌بیند. یک جبهه‌ی واحد هم برای جنگیدن وجود ندارد. اساساً هیچ تپه‌ای که بتوانی همگان را از بالایش صدا بزنی وجود ندارد. هر حرفی مخاطب خودش را جمع می‌کند. هیچ حرفی همه را جذب نمی‌کند. برای جمع، جمع تصمیم می‌گیرد آن هم از روی ناچاری. چون به هر حال گروه باید یک سمتی برود. چون همه با هم‌اند به آن سرعت پیش نمی‌روند اما هر طرفی بخواهند بروند آزادند. آدمی هم که نمی‌خواهد منتظر میانگین بماند نمی‌ماند. فرد خودش تصمیم می‌گیرد کجا مستقر شود. منافع مشخص است. این تویی که باید مشخص کنی چه می‌خواهی.

متن کامل – نامه: باوند بهپور

bavand behpoor

فردوسی و مدعی(نقدی بر گفته‌های ابراهيم گلستان)- مهری بهفر

نقد‌ها و نفی‌ها، ستایش‌ها و هجویه‌‌ها هرقدر مبتنی بر نظریه و تحقیق و هوشمندی خلاقانهٔ منتقد و تحلیلگر باشد و هرقدر هم به‌لحاظ آگاهی و تسلط بر متن تهی‌دستانه و مبتنی بر کژفهمی، نقدِ این متن است و اعتبارش به اعتبار و اهمیتِ این متن پیوسته و وابسته است و وجود مستقلی به حساب نمی‌آید. متون-به‌ویژه متون کلاسیک و از میان متون کلاسیک خاصه متون حماسی که پیش از مکتوب شدن سده‌ها در میان مردم زیسته‌است-از نقد‌ها هستی نمی‌گیرند و حضورشان بدان وابسته نیست. این نقد است که بر پایهٔ متن شکل‌می‌گیرد و حیات‌می‌یابد. اگر متونِ ادبی به هرلحاظ و از هرجنبه‌ای نقد و حتی نفی می‌انگیزد، اگر این نقد و نفی‌ها بازنقد می‌شود و سلسله‌ای از نقد و انتقاد‌ها را پدید می‌آورد، حاکی از اهمیت متنی ا‌ست که ریشه‌ای عمیق در ذهن و زبان و فرهنگ دوانده‌است و همهٔ این نوشته‌ها را در ذیل و منظومهٔ نظام‌مندِ خود جامی‌دهد و نه نشانگر اهمیت منتقد و نقدی که وی مطرح‌کرده.

متن کامل :فردوسی و مدعی- مهری بهفر

mehri behfar-golestan

زيستن در هزارتوی يک‌سونگری- سیاوش جمادی


سیاوش جمادی

1
این نقد کوتاه انتقادی است از خود و دیگری. نقد ایدئولوژی ایرانی غالبا چپ‌گرا صرفا به نسل روشنفکران دهه‌های ۴۰ و ۵۰ (نسل سوم) برنمی‌گردد. به جای اشخاص باید از تحلیل گفته‌ها و نوشته‌ها آغاز کنیم. باید از افسون نام‌هایی که پیشاپیش کلمات ناخوانده را ژرف‌معنا اعلام می‌کنند، آزاد شویم. روشنفکر اگر به راستی با فکرش زندگی نکند، خواهی نخواهی در گفته‌ها و نوشته‌ها و گفت‌و‌گو‌ها خود را لو می‌دهد. در این‌جا تفسیر و به معنای دقیق‌تر گزاره‌شناسی صرفا مساله‌ای نظری و لفاظانه نیست.

متن کامل

خدایان و خوابگردها: فاطمه صادقی

این پرسش کمتر مطرح شده‌است که چرا پست‌مدرنیسم در ایران تا این حد با استقبال دانشگاهیان و غیر دانشگاهیان مواجه شد. در این گرایش فکری چه چیزی وجود داشت که آن را جذاب می‌کرد؟ به نظر می‌آید ظهور این گرایش در ایران بعد از جنگ و از دهۀ ۱۳۷۰ به بعد از یکسو با بحران فکری جامعۀ سرخورده‌ای مربوط بود که از دستیابی به آرمان‌های خود بازمانده و به دنبال شیوه‌ای برای به چالش کشیدن وضع ایدئولوژیک موجود می‌گشت، و از سوی دیگر بیان واضح و اینبار بدون پرده پوشی همان گرایشات نیهیلیستی فاشیستی و اسلامگرایی بود که پس از انقلاب فرهنگی بر دانشگاه سیطره یافته بودند.

 

خدایان و خوابگردها: پیرامون علوم انسانی در ایران (۱)

خدایان و خوابگردها: پیرامون علوم انسانی در ایران (۲)

خدایان و خوابگردها: پیرامون علوم انسانی در ایران (۳)

خویشاوندی پنهان- آرامش دوستدار

    ….الان سی سال است که این سرزمین با جامعه و افرادش چنان زیر و زبر شده که بازشناختن دوره‌ی پیشین آن در وضع کنونی‌اش و به عکس غیرممکن گشته‌ است. این وضع را که دیگر نمی‌شود درست کرد و آن را به آنچه پیش از این بوده بازگرداند. چه کاری‌ست که ما بجای شعرگویی‌ها و قصه‌نویسی‌های همه‌پسند که خواننده را محظوظ و ما را مشهور و مخمور می‌سازد بخواهیم با چشم‌های وق‌زده و بی‌نور در اعماق این رویداد، که هیچکس در برابر اثر مخرب آن مصونیت ندارد، بنگریم و از چنین اعماق سیاهی رمان‌هایی درآوریم و بنویسیم که بلد نیستیم….

خویشاوندی پنهان- آرامش دوستدار

نویسندگان پیشرو ایران- محمد علی سپانلو

نویسندگان پیشرو ایرانکتاب «نویسندگان پیشرو ایران» – تاریخچه رمان، قصه نویسی، نمایشنامه و نقد ادبی در ایران معاصر- در سال ۱۳۶۲ منتشر شد. این کتاب چه در ایران و چه در خارج چندین بار تجدید چاپ شده است. وبلاگ «زبان و ادبیات فارسی» از مدت‌ها پیش تحت عنوان تاریخ ادبیات معاصر چندین فصل از این کتاب را منتشر کرده است. او بخش‌هایی از کتاب« ادبیات نوین ایران» اثر یعقوب آژند را هم که به همین دوره تاریخی می‌پردازد باز چاپ کرده است.
شاید بد نباشد همین‌جا یادی هم بکنیم از دو کتاب دیگر سپانلو،
«بازآفرینی واقعیت: مجموعه ۲۷ قصه از ۲۷ نویسنده معاصر ایران- ۱۳۴۹»و
« چهار شاعر‌ آزادی: عارف، عشقی، بهار، فرخی‌یزدی-۱۳۷۷»
که بعد از سال‌ها هنوز هم خواندنی است.

    ◄سرگذشت نثر معاصر، بخش اول: از دوران مشروطیت تا سال ١٣۰۰
    ◄سرگذشت نثر معاصر، بخش دوم : از سال ١٣٠٠ تا ١٣١۵
    ◄سرگذشت نثر معاصر، بخش سوم: از سال ١٣٢٠ تا ١۳٤٠ 

    «نویسندگان پیشرو ایران»- محمد علی سپانلو

    ◄ویژگی‌های نوزایی ادبی در دوره‌ی مشروطه، بخش اول
    ◄حیات ادبی ایران در دوران رضا شاه، بخش دوم
    ◄پس از سقوط رضا شاه تا دهه‌ی چهل، بخش سوم

    « ادبیات نوین ایران» – یعقوب آژند

رابطه‌ی«نشستن» و قصه نوشتن ؟! – بهرام ‌صادقی

درختان ایستاده می‌میرند

    …در همین سردرگمی‌ها بودم که به‌ یاد مصاحبه‌ای با بهرام صادقی افتادم. ۴۳ سال قبل صادقی هم از مشروطه تا زمان خودش را نگاه می‌کند و خدنگ ‌وارهای ایستاده‌ای را بررسی می‌کند که چه گونه هر کدام ‌شان را نشاندند یا خودشان نشستند. وقتی با زحمت توانستم برگه‌های وارفته و زرد شده ی مجله ی فردوسی را پیدا کنم، دیدم خواندن کفایت نمی‌کند، انگار باید رونویسی‌اش کرد و مشق‌وار دوباره نوشتش، و از نو این بخش از مصاحبه را نوشتم (تایپ کردم) و دیدم این زخم چه کهنه است و چه عمیق و چه مدام سر باز می‌کند و خون تازه از آن بیرون می‌زند.- یونس تراکمه

متن کامل- htlm