شرح مصیبت ماست- هنری استیوارت هیوز

    مرلو-پونتی در نگاهی به گذشته:

    در میان کسانی که امروز می‌نازند که مقاومت کرده‌اند، چند نفر قهرمان پیدا می‌شود؟ عده‌ای کارمند دولت بودند و حقوقشان را می‌گرفتند و کتباً سوگند می‌خوردند. چون چاره‌ی دیگری نداشتند- که نه یهودیند و نه فراماسون. دیگران… موافقت می‌کردند که برای آنچه می‌نویسند یا روی صحنه‌ی تئاتر می‌آورند، از دستگاه سانسوری کسب اجازه کنند که نمی‌گذاشت هیچ چیزی که به هدفش کمک نمی‌کرد از لای انگشتانش بگذرد. هر یک از این دو گروه، به سبک خودش، حدود و ثغور آنچه را جایز بود تعیین می‌کرد. یکی می‌گفت: « هیچ چیزی منتشر نکنید.» دومی می‌گفت: « هیچ چیزی در روزنامه‌ها و مجله‌ها منتشر نکنید. فقط کتاب‌هایتان را منتشر کنید.» سومی می‌گفت:« به این شرط نمایشنامه‌ام را به این تئاتر می‌دهم که کارگردان آدم خوبی باشد؛ ولی اگر نوکر حکومت باشد، کارم را پس می‌گیرم.» اما حقیقت این است که هر یکشان با ضرورت خارج از خودش می‌ساخت:
    همه به استثنای عده‌ی قلیلی که جانشان را فدا کردند. 

    برگرفته از: راه فروبسته – هنری استیوارت هیوز، ترجمه عزت‌الله فولادوند
    Sens of non-sens,Maurice Merteau-Ponty,
    , Paris,1948.